مردی از شولم A MAN OF SHOULAM مطالب هنری ،ورزشی، خاطرات شخصی و متنوع ANYTHING |
|||
سه شنبه 3 دی 1392برچسب:, :: 19:49 :: نويسنده : شیرمحمد عاشوری SHIR MOHAMMAD ASHORI
فصل خزان رفت وزمستان رسید سوزشِ سرما به گلستان رسید بلبل وقُمری زنَوا مانده باز سار و قناری نَنوازد به ناز رَخت سپیدی به تن آورده کاج داده همه برگ و بر وبار باج خاک در آمیخته با برگ و آب رفته زچشم چمن از سوز خواب نیست نشان از رخ زیبای گل نی خبر از عطر دل افزای هُل بسته رُخ از جلوه گری آفتاب برده تن از عشوه گری در حجاب دلبر سرما که بنامند برف آمده در سرسره بازی به صرف می سرد از سر سره یِ آسمان چرخ زنان، ناز کنان،بی امان رنجه کند با قدم خویش خاک رخنه کند در دل هرسنگ وچاک خانه به قندیل بیاراسته یخ زده از بام و فروخاسته خفته به آغل پی فرجام دام دیده به در دوخته با فکر خام درپی آن است که کام آورد بیخ دهن یونجهِ خام آورد ............................ .............................. درپی دی لشکر بهمن روان گفته به اسفند که در پس بمان چون به ظفر باز کشیدیم دست درپی ما گیر به شمشیر دست شعر زمستان من آمد به سر باد درودم به شما سر به سر شعر از عاشوری نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ ![]() به وبلاگ مردی از شولم خوش آمدید.این وبلاگ در برگیرنده مطالب مختلفی شامل خاطرات ، شعرمحلی وتالشی،شعرهای روز و نیز تصاویرمی باشد. این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و مطالب ان در زمینه های مختلف نقطه نظرات خودم می باشد امکان این هست که در بعضی موارد اشتباهاتی در بیان رخ دادهایی که جنبه غیر شخصی داشته باشد، وجود داشته باشد .در مورد شعرها نیز عرض شود تمام شعرها را خودم سروده ام وبراین باورم استفاده ازمطالب دیگران به نام خودهنر نیست. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||
![]() |